سلام :) - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:04
بالاخره اومدماز چی و کجا بگم دقیقا؟هی با کلی حرف میام و با کلی حرفم برمیگردمگوشیم خراب شده و نت دانشگامم تموم شده بودذ و دیگه جز سیستم دانشگاه راهی برای اومدن ب اینجا ندارمالانم بالاخره نتم فعال شد و
بی عنوان - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:04
دیر شد ولی اومدم :)ن اینکه سرم شلوغ باشه ها نهگوشیم خراب شده و راهی واسه اومدن ندارمالانم با سیستم فسی اومدم دلم بینهایت تنگ شدهخالم خوبههنوزم مث قبل شیطونم میخندم راه میرم میدوام و درس میخونم تنبلی م
میگذره.. - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:04
امشب فلش گوشی فسی و زدم و ی ابکش برداشتم و لامپارو هم خاموش کردمو ی رقص نور حسابی درس کردماهنگ گذاشتیم و حسابی مسخره بازی در اوردممیدونم هروقت اینجوری قاطی میکنمتو دلم کلی خبر نمیدونم خبر دلتنگی خبر .
موسسه کلام..کار - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:04
از طرف یکی از استادام بهم کار پیشنهاد شد تو ی موسسه کنار خوابگاه ساعت 4 تا 8 مدیرش یکی از استادای دانشگامون بودراستش ی هفته هم رفتماما خیلی سخت بود براماگ کار کتابخونه رو از قبل قبول نکرده بودم اونو م
قرارمون یادت نره :) - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:04
از وقتی که این خوابگاه جدیده اومدمپنج شنبه ها حدودای 9 صبح قرار دارم تا ساعت یکپنج شنبه ها ی جور خاصمپراز انرژی پر از حال خوب با خیلیا قرار دارمبا حاج اقامون که مهربون و شاعر با جمشید هنرمند و ورزشکار
:/ - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 20:42
باورم نمیشه ک تا الان خواب بودم :| خواب زباد = سردرد :/۱۳:۳۵
حسادت - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 20:42
هیج وقت فک نمیکردم وقتی عکس سگه رو بهم نشون میده و میگه دلم میخواد بغلش کنمبه عاقا سگه حسادت کنم :|من حتی آرایانا رو هم بغل میکنه حسودیم میشه :||بعد میگم ن اون فقط ی بچس ی بچه :/این حجم از حسودی واقعا عجیب :|
یک عدد تنها :/ - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 20:42
هفته اول همه میگن تق و لق اما تمام کلاسا برگذار شده استادام اومدن درسم دادن حضور غیابم کردن :|حالا من اومدم همه رفتن :|تا هفته دیگ تنها :/
*_* - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 20:42
از تموم کلاسای این هفته فقط تونستم ب کلاس غروب چهارشنبه برسماونم از نوع فیزیک ^_^استاد ک اومد ی لحطه انگار جا خورد خندید و سلام کرد بعد گف همه اومدن انگاری تا حالا انقد کلاس پایع ندیدم تو کل دانشگاه ف
برنامه - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 20:42
این ترم تموم کلاسام از ۸ صب تا ۶ غروب ب جز سه شنبه ها ک ی کلاسه امسرویس ساعت ۷ میاد -_-درنتیجه باید ۶:۵ بیدار شد عملا این ترم بیچارم و نکته مهمش اینکه شنبه رو با شیمی اغاز و چهار شنه رو با فیزیک ب پای
اشتباه :/ - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 20:42
الان ک داشتم برنامو میدیدمم فهکیدم تایمای خالی بین کلاسامو برا اون مرده اشتباه نوشتم :|||||حالا چیکار کنم :/فک کنم یک شنبه با اینکه کلاسا تشکیل نمیشه مجبورم برم تا بگم اشتباه نوشتم -_- + امیدوارم بشهنتیجشو میسپارم ب تو :)
خب ک چی - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 20:42
وقتی ب هدفام و کاری ک میخوام انجام بدم فک میکنم یکم ک میگذره ی چیزی تو ذهنم عین خوره میافته ب جونمهی میگ خب تهش ک چی تهش ک چی همه مون ی روزی میمیریم
اتش نشانی - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 20:42
اونروز میگف رفته اتش نشانی واسه کار و...گفتن چن وقت دیگ استخدامی دادرن و میذارن تو سایت نمیدونم اما یکم دلشوره گرفتم اگ بشه خوبه هم بدهاگ نشه هم خوبه هم بده دچار ی دوگانگی عجیبی شدم :|پس هرچی ب صلاحشه بشه :))
روسری ابی - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 20:42
+ روسری ابی داری تو؟- ن ولی شال ابی دارم چطور؟+ هیچی داشتم اهنگ روسری ابی زند وکیلی و گوش میدادم
قطی پاطی - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 20:42
اونقد ذهنم شلوغه و بهم ریختسحتی موقعا نوشتن هم از این شاخه میپرم ب اون شاخه :/کلا هرچی یادم بیاد قاطی پاطی مینویسمشون رو دیواره رنگی رنگی اینجا
# یهوویی - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 10:26
تو زندگی واقعیم از غر غر کردن پیش ادما بدم میاداما بابد ی جایی بنویسم تا ذهنم خالی بشهتا پوچ بشم از هر افکار مزاحمی اینجا دقیقا جای غرغرا و تلخیا و ناراحتی ها و خاطره های خوب و بد زندگی ی دختر خندون و دیونه ستجایی برای آرااااام آرااام شدن...برای خوانده شدن نمینویسمبرای خودم می نویسم تا اروم بشم.مهم ...
# دوباره - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 10:26
تو زندگی واقعیم از غر غر کردن پیش ادما بدم میاداما بابد ی جایی بنویسم تا ذهنم خالی بشهتا پوچ بشم از هر افکار مزاحمی اینجا دقیقا جای غرغرا و تلخیا و ناراحتی ها و خاطره های خوب و بد زندگی ی دختر خندون و دیونه ستجایی برای آرااااام آرااام شدن...برای خوانده شدن نمینویسمبرای خودم می نویسم تا اروم بشم.مهم ...
# آسمون ^_^ - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 10:26
تو زندگی واقعیم از غر غر کردن پیش ادما بدم میاداما بابد ی جایی بنویسم تا ذهنم خالی بشهتا پوچ بشم از هر افکار مزاحمی اینجا دقیقا جای غرغرا و تلخیا و ناراحتی ها و خاطره های خوب و بد زندگی ی دختر خندون و دیونه ستجایی برای آرااااام آرااام شدن...برای خوانده شدن نمینویسمبرای خودم می نویسم تا اروم بشم.مهم ...
# بابا لنگ دراز من - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 10:26
تو زندگی واقعیم از غر غر کردن پیش ادما بدم میاداما بابد ی جایی بنویسم تا ذهنم خالی بشهتا پوچ بشم از هر افکار مزاحمی اینجا دقیقا جای غرغرا و تلخیا و ناراحتی ها و خاطره های خوب و بد زندگی ی دختر خندون و دیونه ستجایی برای آرااااام آرااام شدن...برای خوانده شدن نمینویسمبرای خودم می نویسم تا اروم بشم.مهم ...
# خاله جونم ^_^ - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 10:26
تو زندگی واقعیم از غر غر کردن پیش ادما بدم میاداما بابد ی جایی بنویسم تا ذهنم خالی بشهتا پوچ بشم از هر افکار مزاحمی اینجا دقیقا جای غرغرا و تلخیا و ناراحتی ها و خاطره های خوب و بد زندگی ی دختر خندون و دیونه ستجایی برای آرااااام آرااام شدن...برای خوانده شدن نمینویسمبرای خودم می نویسم تا اروم بشم.مهم ...